|
آ. امید
هنوز از خاطرمان رخت نبسته است موضوع انشاء سالهای
دبستان و راهنمایی كه؛ علم بهتر است یا ثروت و همچنان
در ذهنمان باقی، كه صدها بار مینوشتیم علم بهتر است.
به پاس همان اعتقاد، بسیاری به طلب علم و با گذشتن از
بسیاری از خوشیها به شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران
رخت بر كشیدند. اكنون تهران مملو از دانشجویان آس و
پاس كوردی است كه برق خیره كنندهی فروشگاههای شیك،
ماشینهای لوكس، خانههای اعیانی و دخترهای آنچنانی
آنها را نسبت به پاسخ های چند سال قبلشان به تردید
واداشته است؛ آیا همچنان علم بهتر از ثروت است؟
تهران بزرگترین ترمینال ایران است و در این ترمینال هر
كس به طلب آرزویی در این ترمینال جایی بنام «سعادت
آباد» وجود دارد، نقطهای خوش نشین و محل تجمع
پولدارها كه همهی خوبیهای تهران را یكجا با خود
دارد، اما اگر روزی دم غروبی گذارتان به آنجا افتاد از
دیدن اینهمه كورد شوكه نشوید. داستان با یك تلفن ساده
شروع میشود: یك موقعیت كاری بسیار عالی، بدون زحمت و
سرمایهی كم به تو، یكی از خیل عظیم فوقلیسانسها و
لیسانسها و بیكارهای كردستان. شاید به زحمت یك مسافرت
12 ساعته بیارزد. خانهای مجردی در سعادت آباد، مختصر
استراحتی و ... و سپس معرفی شغل توسط چند جوان
تحصیلكرده، شیكپوش و پولدار، توجیه خواهی شد و با
سرمایهای حول و حوش 4 – 5 میلیون كه گاهی كل در آمد
یكسال خانوادهای است، مجاز خواهی شد آرزوها و رؤیاهای
چندین صد میلیونیات را بپرورانی. تو عضو یك شركت هرمی
شدهای و از اینكه خود را همكار سرشاخههای تحصیلكرده،
نخبه و فوقلیسانس به بالا میدانی، احساس شعف و مسرت
خواهی كرد.
از آن روز به بعد، تو دوباره تلفن خواهی زد و به
جستجوی دو نفر، آن دو نفر هم در جستجوی چهار نفر و آن
چهار نفر هم در جستجوی .... و اینگونه سعادت آباد
دانشجویان یك استاد را، دانش آموزان یك معلم را با هم
به نگاشتن یك انشاء دیگر فرا میخواند، تا اینبار ثابت
كنند كه ثروت بهتر است از علم. اكنون خیل عظیم
تحصیلكردگان بیكار، شاعران و عاشقان پول، نویسندگان
بیخواننده، دانشجویان آس و پاس و بیكاران پلاس و ...
در آفیسهای بیشمار سعادتآباد، به امید پول، وصل
دلدار و شهرهی عام و خاص شدن و ... رؤیای پول دار شدن
را میبینند. اما افسوس كه از این خیل عظیم مشتاقان،
تنها كمتر از تعداد انگشتان این رویا را در آغوش
میكشند.
|