|
آ.امید
مردم کردستان در چند سالهی
اخیر همواره از ذکر گرایشات سیاسیشان و تمایلات حزبی
خود کمتر سخن بمیان میاورند و بیشتر دوست دارند با
افههای روشنفکرمابانه از پاسخ دادن سرراست به آن طفره
بروند.
اما این لاپوشانی و بعضی اوقات بسیار ناشیانه تر از
آنی است که مو لای درز آن نرود!
از برکات امپریالیسم فرهنگی وتهاجم فرهنگی غرب به
ایران ارزانی تکنولژی و رویش قارچ گونهی دیشهای
ماهواره در حیاط و پشت بام منازل بود. اگر تا چند سال
قبل این پدیدهی نوظهور نشانهای از تمول به شمار
میرفت اکنون عدم مشاهدهی آن در حیاطهای گل و گشاد
منازل روستایی هم با سوالی تعجب برانگیز همراه خواهد
بود و اگر تا چند سال قبل بیشتر از سه کانال کردی
نمیتوانستند منعکس کنندهی دیدگاههایشان باشند اکنون
تعداد این کانالها به برکت فزونی گرفتن شمارهی احزاب
از تعداد انگشتان دست فزونی گرفته است. _ظریفی میگفت
که در ادارهی حاجی آقا هم تعداد دفاتر و گروههای کاری
این ادارهی وزین و مهین در حال فزونی گرفتن است_ و
این همان مسئلهای است که میتواند مو لای درز آن برود!
در این نکته که قاطبهی اهالی کردستان دچار هجوم تهاجم
فرهنگی ماهواره قرار گرفته اند و اندکی کمتر از این
تعداد نیز گرایشات سیاسی دارند شکی نیست! اما در این
رابطه
ترتیب قرار گرفتن کانالهای ماهواره جای توجه خواهد
بود. هر چه قدر به لحاظ نوستالژیک یا سیاسی به حزبی
گرایش وجود داشته باشد، کانال متعلق به ان گروه، و هر
چه بیشتر در صدر جای خوش خواهد کرد و اگر میزان عداوت
با صاحبان کانالی بیشتر باشد، چه بسا که آن کانال به
جایی بسیار دوردست و بی نام و نشان تبعید گردد.
چندی پیش در روستایی و در بحبوحهی ورود یکی از
کانالهای جدید به جرگهی دنیای رسانه، دعوتی پیش آمد،
گذشته از اینکه در تمام این مدت صحبت بر سر خیانت این
یا آن گروه بود دعوایی بود بین پدر و پسری که، کدام
کانال در صدر جای خوش کند، و سرانجام به دعوای معروف
پدریان و پسریان انجامید!
و در همان اوان بود که خواننده ی کردی که بزحمت
میتوانست به کردی سخن بگوید با پرسش غیر مترقبهی مجری
مواجه شد که کدام تلویزیون را میپسندی؟... یا ... و
خوانندهی بیچاره شاید از آن رو که حرمت میزبان را حفظ
کند گفت:...
براستی در کدامین وادی مهلک پای گذاشتهایم که برای
تنگ نظریهایمان حد و حصری قایل نیستیم و اینگونه با
علم کردن دموکراسی بقای خود را تنها به حذف رقیب منوط
کردهایم؟!
|